حسن حسن زاده آملى
337
هزار و يك كلمه (فارسى)
آثار نفس ناطقه در علم و عمل حيوان را از غير حيوان ، حركت بالإراده و ادراك ممتاز نموده و بعضى فلاسفهء اروپا قوّهء تأثّر و انفعال را نيز زياد نمودهاند . اكنون بايد ديد نفس ناطقه وقتى با اين قوا در انسان اجتماع نمود چه آثارى دارد ؟ اولا ، در حركات و اعمال نفس ناطقه آمر و ناهى حركات انسان است ، چون هر اراده يك مرجع لازم دارد ، نفس ناطقه هم در فعل يا ترك اولويتى ملاحظه مىكند و گاهى اولويت راجع به ارضاى قواى شهوانى و غضبى است و گاهى راجع به خير و صلاح . در حيوانات ، مرجع اراده همان شهوت و غضب است و غايت ملحوظ در حركات آنها جزئى و آنى الحصول است و هرگز خير و صلاح كلّى در نظر آنها نيست و ليكن انسان جز شهوت و غضب غايت ديگر نيز در نظر مىگيرد . اگر گربهاى بچه گربهء ديگر را بخورد مرجع اين عمل شهوت اوست و اين شهوت جلوگير ندارد ، هرگز تصور اين مطلب كه اين عمل ظلم به هم جنس است و ظلم قبيح است در خاطر او خطور نمىكند و چون ظلم و قباحت امور كلى هستند و به حواس ظاهره محسوس نمىشوند ، اصلا حيوان آن را درك نمىكند ، به اين جهت مسئول اعمال خود نيست . انسان بر خلاف اين ، دو مرجع در ارادهاش است ؛ يكى طبيعى و يكى عقلى ؛ همينطور كه نمىتوان بر سنگ ايراد گرفت كه چرا از ديوار افتاده سر مرا شكستى چون قادر بر جلوگيرى خود نيست ، حيوان هم قادر بر جلوگيرى خود نيست ، ولى انسان قادر است و مرجع عقلى مىتواند از مرجع طبيعى او جلوگيرى كند . پس نتيجهء نفس ناطقه براى انسان اين است كه امور غير محسوسه يعنى كليات را ادراك مىنمايد ، من جمله حسن و قبح و صلاح و فساد را ، و به اين جهت در اعمال خويش مسئول و بر ارتكاب قبايح قابل ملامت و مؤاخذه است . در ادراكات ، نفس ناطقه آثارى دارد ، من جمله فكر و استنباط است . اگر